پس از بحران مالی ۲۰۰۸ در امریکا، منطقه امیرنشین دبی که اقتصادی بسیار وابسته به صنعت توریسم، حمل و نقل و تجارت جهانی داشت، تا مرز ورشکستگی پیش رفت. در این میان، منطقه امیرنشین ابوظبی که به علت فروش نفت آسیب کمتری از این بحران دیده بود، مبلغ ۲۰ میلیارد دلار از طریق خرید اوراق قرضه به حاکم دبی پرداخت کرد تا آن را از این بحران خارج کند. این اقدام سبب شد تا آل نهیان (حاکم ابوظبی) به عنوان تصمیمگیرنده اصلی سیاستهای امنیتی و اقتصادی کشور امارات متحده عربی معین شود.
هدف آل نهیان این بود که با فاصله گرفتن از هویت عربی ـ اسلامی خود، هرچه بیشتر به کشورهای غربی، بهویژه امریکا نزدیک شود؛ چراکه آنها این نزدیکی را رمز موفقیت خود برای تبدیل شدن به یک کشور تأثیرگذار در منطقه و حتی جهان میدانستند.
از دهه ۱۹۹۰ به بعد، همکاریهای امنیتی و نظامی میان امارات و امریکا بهطور قابل توجهی گسترش یافت. پایگاه هوایی الظفره در نزدیکی ابوظبی از مهمترین مراکز حضور نظامی امریکا در خاورمیانه است و نقش مهمی در عملیاتهای منطقهای ایفا میکند. همچنین امارات از بزرگترین خریداران تسلیحات امریکایی در جهان است. ایالات متحده در سال ۲۰۲۰ با فروش بسته نظامی (اعم از جنگندههای پیشرفته و سایر تسلیحات) به ارزش حدود ۲۳ میلیارد دلار به امارات موافقت اولیه کرد. بر اساس دادههای دفتر نماینده تجاری ایالات متحده (USTR)، حجم تجارت کالا میان دو کشور در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۱ میلیارد دلار بوده است. با ادامه روند رشد همکاریهای اقتصادی، این رقم در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ نیز در سطح بالایی باقی مانده و امارات همچنان از مهمترین شرکای تجاری امریکا در خاورمیانه است.
طی این سالها، امارات از هیچ تلاشی برای جلب رضایت امریکا فروگذار نکرده است. وقتی ترامپ قدرت را در دست گرفت، اولین خواستهای که از کشورهای عربی داشت این بود که روابط خود را با اسرائیل علنی و عادیسازی کنند. هرچند روابط این کشورها با اسرائیل از سالیان قبل آغاز شده بود، به خاطر افکار عمومی و اعتراضات مسلمانان هیچ وقت این روابط بهصورت علنی و رسمی مطرح نمیشد. این موضوع تا آنجا پیش رفت که امارات متحده عربی اولین کشور عربی بود که به پیمان ابراهیم پیوست و این امارات بود که کشورهای بحرین، مراکش و سودان را نیز در پی خود در این طرح کشاند.
روابط امارات و رژیم صهیونیستی از مهمترین تحولات ژئوپلیتیکی منطقه غرب آسیا در دهههای اخیر محسوب میشود. اگرچه عادیسازی رسمی روابط میان این دو در سال ۲۰۲۰ و در قالب «توافقهای ابراهیم» صورت گرفت، اما ریشههای این نزدیکی به سالها پیش بازمیگردد. ابوظبی به خوبی میدانست که رابطه نزدیک با رژیم صهیونیستی میتواند موقعیت این کشور را در واشینگتن تقویت کند و قدرت چانهزنی و نفوذ آن را افزایش دهد.
پس از امضای «توافق ابراهیم» در ۲۰۲۰ و عادیسازی روابط دیپلماتیک، روابط اقتصادی میان امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی رشد قابل توجهی پیدا کرده است. بر اساس دادههای منتشرشده از سوی اداره مرکزی آمار رژیم و گزارشهای رسانههایی مانند رویترز، حجم تجارت دوجانبه کالا میان دو کشور از حدود ۱۹۰ میلیون دلار در سال ۲۰۲۰ به حدود ۲/۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ افزایش یافت. در همین سال، یک صندوق مشترک به نام
Abraham Fund با ارزش حدود ۳ میلیارد دلار میان شرکتهای اماراتی و اسرائیلی با هدف سرمایهگذاری در انرژی، فناوری و پروژههای منطقهای ایجاد شد. روند افزایش مبادلات تجاری در سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد و حجم تجارت در سال ۲۰۲۲ به حدود ۵/۲ میلیارد دلار و در سال ۲۰۲۳ به حدود ۹/۲ تا ۳ میلیارد دلار رسید. تا سال ۲۰۲۴ نیز این روند ادامه داشت و در سال ۲۰۲۵ روابط اقتصادی دو کشور در سطحی بسیار بالاتر از دوران پیش از عادیسازی قرار دارد. علاوه بر تجارت کالا، با در نظر گرفتن خدمات، فناوری و گردشگری، برخی منابع رسانهای حجم کل روابط اقتصادی را در ۲۰۲۳ بیش از ۴ میلیارد دلار برآورد کردهاند. در ۲۰۲۲، دو کشور همچنین یک توافقنامه تجارت آزاد (CEPA) امضا کردند که هدف آن افزایش تجارت دوجانبه به بیش از ۱۰ میلیارد دلار در سالهای آینده است.
همکاریهای اقتصادی میان دو رژیم عمدتاً در حوزههایی مانند فناوری و استارتاپها، امنیت سایبری، تجهیزات پزشکی، کشاورزی پیشرفته، فناوری آب، انرژی و لجستیک متمرکز است. نکته مهم آن است که همکاری امارات و اسرائیل صرفاً مبادله کالا نیست، بلکه همافزایی ژئواکونومیک است.
در پایان میتوان گفت در خاورمیانهای که هنوز زخم فلسطین باز است، امارات متحده عربی راه دیگری را انتخاب کرده است؛ راهی که از ابوظبی و دبی میگذرد و به تلآویو و واشینگتن میرسد. امارات امروز به یکی از مهمترین شرکای سیاسی، اقتصادی و امنیتی رژیم صهیونیستی در منطقه تبدیل شده است. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران منطقهای، امارات را «اسب تروای اسرائیل» در جهان عرب مینامند. از این منظر، تعبیر «اسب تروا» بیشتر به این معناست که امارات با ظاهر بیطرفی، توسعهگرایی و چندجانبهگرایی، عملاً فضای نفوذ رژیم صهیونیستی را در منطقه گسترش داده است. این نفوذ فقط اقتصادی نیست؛ بلکه در حوزههای امنیتی، اطلاعاتی، فناورانه و حتی فرهنگی نیز دیده میشود. امارات بستری فراهم کرده که اسرائیل بتواند بدون هزینه سیاسی گذشته، در منطقه حضوری فعال و عادی پیدا کند.